دانلود رمان عروس شیطان pdf

در میان جمعیت شیاطین و انسان های انسان نما، من آن ادعی بودم که اسیر شیطان و شیطان زادهها شدم. مرا به انتخاب خودم نیاوردند، مرا برای هیچ به این جا اوردند و می خواهند از فرزند من و شیطان، فرمانروای جهان را آموزش دهند، اما نمی دانند مهدیه احمدی

کنار اسکلت‌های متحرک ایستاده بودم. بعضی‌ها در حال راه رفتن بودند و بعضی‌ها در حال تمیز کردن سنگ قبر خود.
تعدادی ناراضی از شعر سنگ قبر بودند و با هم بحث می‌کردند. به دستان خودم نگاه کردم، گویی زنده بودم، گونه‌های خود را کشیدم، آری گوشت و پوستم سرجایش قرار دارد. دستی بر چشمانم کشیدم، خندیدم. من که می‌بینم، پس مانند این‌ها به جای چشم، حدقه‌های خالی و سیاه ندارم.
اینجا نه چاق هست، نه لاغر، همه فقط چند کیلو استخوان و تارهای نازک مو دارند.
صدای بلند شیپوری به گوشم رسید، تمام اسکلت‌ها لرزیدند و صدای تلق تلق استخوان‌هایشان درآمده بود.
جمعیتی قرمز پوش کنارمان قرار گرفتند.
می‌خندیدند، از کنار دندان‌هایشان خون می‌چکید.
هر کدام شنل‌هایی سیاه به تن داشتند که کلاهشان از داخل قرمز بود، نور خوف انگیزی از کلاهشان بیرون می‌زد.

تعداد صفحات:56 نویسنده: مهدیه احمدی ژانر:ترسناک،تخیلی منبع:آیناز رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Content is protected !!