دانلود رمان عاشقانه pdf

دانلود رمان نیش pdf

از رادیو مناجات سوزناک حضرت علی پخش می شد . قلب شکسته ام بی تابش بود .باز این دل … امان از این دل … محمد طعنه زد:تعارف نداریم ،گریه کن…(تلخ تر نیش زد)گریه کن براش …سبک میشی ! لبخند تلخی زدم ،به صفحات کتاب زل زدم و خواندم هیچ گاه کسی را دوست نداشته باش چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون می کشاند . هر گاه کسی را دوست داشتی رهایش کن ، اگر به سویت بازنگشت بدان که از اول هم مال تو نبوده است . نازنبن ۷۸

در ماشین که باز شد جبهه ای از هوای سرد تنش را به لرزه انداخت. کیسه ی داروها را گرفت و آنا ماشین را روشن کرد .

-چقدر سردِ

پیروز بی اعتنا گفت: آنا گفتم بعدا خودم داروهامو می گیرم …بخدا شرمنده تم !

آنا دوروبرش را حسابی نگاه کردو زیر لب زمزمه کرد:این حرفا چیه ؟

و بعد از کلی بالا و پایین کردن از پارک در امد . پیروز کلی حرص خورد .رانندگی زنها را اصلا قبول نداشت .

کمی که از شلوغی خیابانهای اصلی فاصله گرفتند آنا سکوت را شکست و پرسید: خاله که میگه چند بار ِ خواب امیر افشین رو دیدی ؟

پیروز گفت: اره اما هیچ وقت حرفاش یادم نمی موند منتها دیشب فقط یه جمله گفت؛گفتش “من اینجا گیرو گرفتارم”

تعداد صفحات:۲۱۸ نویسنده: نازنین ۷۸ ژانر:عاشقانه،غمگین منبع:آیناز رمان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
error: Content is protected !!